وقتی لونا وارد داستان میشود، خیلیها در هاگوارتز از قبل دربارهاش قضاوت کردهاند. لباسها و باورهای عجیبش به چشم میآیند، اما چیزی که او را در یاد خواننده نگه میدارد عجیببودن نیست. لونا همان آدمی است که وقتی جمع، کسی را تنها میگذارد، کنارش مینشیند؛ بیآنکه برای این مهربانی از او تشکر بخواهد.
او برای پذیرفتهشدن خودش را عوض نمیکند
بیشتر دانشآموزان هاگوارتز، حتی شجاعترینشان، گاهی میخواهند شبیه بقیه باشند. لونا میداند پشت سرش چه میگویند و میبیند وسایلش را پنهان میکنند. بااینحال، از سلیقه و خیالپردازیاش شرمنده نیست. این آرامش را نباید با بیتفاوتی اشتباه گرفت: وقتی در اتاقش تصویر دوستانش را کشیده، میفهمیم دوستی برای او چهقدر مهم است. طردشدن درد دارد، اما قرار نیست معیار ارزش خودش را از کسانی بگیرد که مسخرهاش میکنند.
لونا همیشه هم درست نمیگوید. بعضی باورهایش پشتوانهای ندارند و هرماینی حق دارد دربارهشان سؤال کند. جذابیت این دوستی دقیقاً در همین اختلاف است. داستان از ما نمیخواهد برای دوستداشتن لونا، هر حرفش را بپذیریم؛ میخواهد ببینیم میشود با کسی مخالفت کرد و همچنان حرمتش را نگه داشت.
کنار هری، بدون اینکه بخواهد او را اصلاح کند
هری پس از مرگ سیریوس از حرفهای تسلیبخش و نگاههای ترحمآمیز خسته است. لونا که خودش مادرش را از دست داده، درد او را میفهمد و لازم نمیبیند اندوهش را با چند جمله جمع کند. او در نبرد وزارت سحر و نبرد هاگوارتز هم فقط تماشاگر نیست. شجاعتش از جنس نمایشدادن خود نیست؛ در لحظهای که دیگران به کمک نیاز دارند، حاضر میشود.
همین حضور آرام در ماجرای دابی هم دیده میشود. وقتی دیگران از شوک مرگ او درماندهاند، لونا با احترام به پیکر الف خانگی نزدیک میشود. این جزئیات کوچک در جهانی که جایگاه و تبار جادویی مدام آدمها را از هم جدا میکند، مهماند. او کسی را بهخاطر پایینبودن جایگاهش کمتر نمیبیند.
یک نشانه دیگر از همین شخصیت، شیوه گوشدادنش است. لونا عجله ندارد اندوه یا خشم دیگران را به حرفی امیدوارکننده تبدیل کند. برای هری که مدام از او انتظار نقش قهرمان دارند، این شنیدهشدن بیفشار ارزشی جداگانه دارد.
شاید دلیل اینکه لونا اینقدر دوستداشتنی مانده، همین ترکیب نادر باشد: خیالپردازی بدون تحقیر دیگران، استقلال بدون سردی، و مهربانی بدون ادعا. او یادمان میآورد در یک جمع، لازم نیست همه شبیه هم باشند تا واقعاً دوست هم شوند.




دیدگاهها
در حال بارگذاری دیدگاهها…